بررسي دلالت حديث

حديث «نجوم» از حيث متن نيز بر فرض صحّت سند، قابل مناقشه است؛ زيرا آيا کسي مي‏تواند باور کند که جميع صحابه بعد از پيامبرصلي الله عليه وآله بر طريق مستقيم بوده‏اند؟ آيه همه آن‏ها اهليّت براي اقتدا داشته‏اند؟ آيا همه آن‏ها به هدايت رسيده‏اند تا بتوانند ديگران را نيز به هدايت رهنمون کنند؟ اگر چنين است پس چرا اين همه آيات در قرآن کريم در مذمت طايفه‏اي از صحابه وارد شده است؟ و نيز اين همه روايات در مذمت جماعتي از آن‏ها از شخص پيامبرصلي الله عليه وآله رسيده است؟[1]  پيامبرصلي الله عليه وآله مي‏دانست که بعد از او چه اتفاقي خواهد افتاد و امت او به 73 فرقه متفرق خواهند شد. مگر نه اين است که در احاديث «حوض» پيامبرصلي الله عليه وآله خبر از بدعت‏گذاري جماعتي از صحابه داده و نيز آنان را اهل جهنم دانسته است؟[2]  آيا جماعتي از صحابه اهل فسق و فجور نبوده‏اند؛ از قبيل:

1 - جماعتي از مشاهير صحابه در قضيه جمل در موضوع «حوأب» دروغ گفته و مردم را نيز تحريض بر گواهي به دروغ کردند. اين موضوع از قضاياي مشهور در کتب تاريخ اهل سنت؛ از قبيل تاريخ طبري، ابن اثير، ابن خلدون، ابي الفداء و مسعودي و ديگران است.

2 - مگر نبود که خالد بن وليد مالک بن نويره را کشت و با زن او بدون عده گرفتن زنا کرد؟

3 - مگر مغيرة بن شعبه با ام جميل زنا نکرد.[3] .

4 - مگر سمرة بن جندب در عصر عمر بن خطّاب شراب فروش نبود؟[4] .

5 - مگر عبدالرحمن بن عمر بن خطّاب شراب‏خور در عصر خلافت پدرش در مصر نبود؟[5] .

6 - مگر برخي از بزرگان صحابه به احکام شرعي جاهل نبودند؟

7 - مگر معاويه کسي نبود که ربا مي‏گرفت و هنگامي که ابوالدرداء به او اعتراض کرد که پيامبرصلي الله عليه وآله رباي معاوضي را جايز نمي‏داند در جواب گفت: من اشکالي در آن نمي‏بينم.[6] .

و....

نتيجه اين‏که: حديث «اصحابي کالنجوم» سنداً و دلالتاً قابل مناقشه بوده و بي اعتبار است و لذا نمي‏توان به آن استدلال نمود.

[1] براي اطلاع رجوع شود به بحث «عدالت صحابه».

[2] صحيح بخاري، باب في الحوض، ج 4، ص 87و88.

[3] وفيات الاعيان، ج 2، ص 455؛ تاريخ طبري، ج 4، ص 207.

[4] ر.ک: صحيح بخاري و ديگر کتب.

[5] شرح ابن ابي الحديد، ج 3، ص 123.

[6] موطأ مالک، ج 2، ص 59.